تبیین تکثر فرمهای هنری معاصر بر مبنای تجربهی زیباشناختی ظهور دیویی
نویسندگان
doi
چکیده
یکی از نقاط قوت رهیافت دیویی نسبت به هنر آن است که او نگاهی پویا به چیستی هنر دارد در نتیجه تقسیمبندی او از اشکال بیان هنری نیز امری است پویا و انعطافپذیر. این پژوهش بر آن است با تبیین آفرینش اثر هنری مبتنی بر تجربه ی زیباشناختی در آراء دیویی، به پاسخی درخور در باب چرایی تکثر اشکال بیان هنری در دوران معاصر دست یابد. بدین منظور با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفههای بنیادین تجربه ی زیباشناختی ظهور در آراء دیویی و تبیین تکثر و دگرگونیهای اشکال بیان هنری بر مبنای آن در دوران معاصر پرداخته شده است. از جمله یافته های پژوهش اثبات نقش عاطفه در آفرینش و ادراک اثر هنری است. آنچه معنای آثار را با این گستردگی برای مخاطب قابل فهم می کند، بهره گیری هنرمند از عنصری تاریخی و فرهنگی به نام عاطفه است. هنرمند با تبدیل عاطفه ی اولیه و خام به عاطفه ی پالوده، از نظامهای نشانه ای و معنادار بهره گرفته و مخاطب را به تجربه ی زیست جهان اثر فرا می خواند. اثر هنری ابژه ای فراواقعی در جهان است که معنای آن به جهان همگانی تعلق دارد. در تجربه ی زیباشناختی گزینش و بهره گیری از معانی گذشته و نمادها فرم را غنی تر می کند. فرم هنری وحدتبخش عاطفه، عمل بیان، رسانه، نظام نشانه ای، شناخت و تعامل است. درجات تجمیع و پیوستگی این عوامل و همچنین مؤلفه های ارتباطی و بافتاری برسازنده ی طیفی از فرمها هستند و این گونه است که فرم اثر هنری در دوران معاصر از فرم مادی اش فراتر می رود.