کارآمدی عقلانیت سیستمی در مواجهه با بحران کرونا

نویسندگان
doi
چکیده

عقل برای حل یا مهار بحران فردی و اجتماعی، ابزاری مطمئن تصور می شود و عقلانیت ایجاد شده در پرتو آن مجموعه ای از اقدامات را به هم پیوند می زند. برخی از اندیشمندان فقط عقلانیت علمی یا برتری آن را پذیرفته اند و برخی دیگر دامنه ی عقلانیت را تا حدی گسترانیده اند که عملکرد انسان در ساحت زندگی روزمره و یا ارزش‌گذاری های اخلاقی را نیز در برمی گیرد. در عقلانیت سیستمی هیچ عقلانیت هژمونیک یا مسلطی که داعیه ی برتری داشته باشد و بخواهد به تنهایی به زندگی شکل دهد، وجود ندارد. با عقلانیت سیستمی، هر خرده سیستم اجتماعی بسته به درجه ی حساسیت خود، که هم‌نوایی نام دارد و شبیه به حس هم‌دلی در انسان هاست، به تغییرات و اختلالات محیطی برای سلامت و بقای خرده سیستم و جامعه واکنش نشان می دهد. برای مثال، در بحران ناشی از بیماری کرونا خرده سیستم ها در جهت یک هدف کلی هر یک از مسیر خاص خود باید حرکت کنند، زیرا عقلانیت هیچ خرده سیستمی به تنهایی نمی تواند بر تبعات آن غلبه کند. برخورد ضعیف برخی جوامع با بیماری کرونا با وجود بهره مندی از اقتصاد قوی و عقلانیت علمی و تکنولوژیکی فعال و پیشرفته می تواند به دلیل ابتنای بیش از حد بر عقلانیت اقتصادی و یا علمی باشد. برای نشان دادن توانایی عقلانیت سیستمی و ضعف های عقلانیت علمی و تکنولوژیکی در نپذیرفتن محدودیت های عقلانیت انسانی و در ترغیب مردم به تغییر سبک زندگی، با تحلیل داده های گردآوری شده از طریق مطالعه ی کتابخانه ای و جست‌وجوی اینترنتی بعد از تعریف حوزه های تأثیر عقلانیت و نقد یکه تازیِ عقلانیت علمی به تبیین ضعف های ساختاری در تحقق عقلانیت سیستمی می پردازیم.