شیوۀ تأویل عاشقانة مولانا از آیات قران و بررسی آن در قصههای قرآنی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران.
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
doi
چکیده
مولوی از بزرگترین عارفان داستانپرداز ادب فارسی است که بهقصد بیان نکات اخلاقی و عرفانی به داستانسرایی خصوصاً قصص قرآن روی آورده است. یکی از ارکان مهم داستانهای قرآنکه در مثنوی مورد استفادة مولوی قرار گرفته است، شخصیتها و چهرههای قرآنی خصوصاً پیامبران میباشند. مولانا در مثنوی از بسیاری آیات قرآن بهره گرفته است و یکی از شگردهای مهم مولانا در برخورد با آیات قرآن کریم تأویل و تفسیر ذوقی و عاشقانة آنها است. تأویل در فرهنگ اسلامی و بهخصوص در ادب عرفانی، اصطلاحی معروف است که تحت عنوان تفسیر باطنی و از ظاهر به باطن رفتن بهکاربرده میشود. اصولاً اعتقاد به باطن امور در مرکز تفکر مولاناست به همین دلیل او به تأویل توجهی ویژه دارد. او معتقد است که قرآن کریم دارای باطنی است که در زیر ظاهر الفاظ پنهان است. تأویل آیات قرآن کریم در مثنوی شیوهای از تفسیر است که باطن را از ورای ظاهر و با معیار عشق و ذوق بیرون میآورد؛ ولی ظاهر را نفی نمیکند. یکی از مهمترین شرایط تأویل از نگاه او، تأویل خویش است که خودشناسی و تزکیة نفس را ضروری میکند و نتیجة آن است؛ به این معنی که تأویل باید آدمی را به رحمت خداوند امیدوار کند.