نقد تکاملی جوزف کرول از تصویر دوریان گری: ارزیابی انتقادی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته‌ی دکتری فلسفه هنر، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
چکیده

در نقد ادبی تکاملی از منظر نظریه‌ی تکامل داروینی شاهکارهای ادبی نقد می‌شوند. هدف عمده ی این سنخ نقد آن است که با نگاهی نو، نوری تازه بر هزارتوهای غامض روابط انسانی بتاباند. جوزف کرول از سردمداران نقد ادبی تکاملی است و معروف‌ترین نقد وی بر تصویر دوریان گری، اثر اسکار وایلد، نگاشته شده است. این مقاله مروری انتقادی است بر نقد تکاملی کرول از شاهکار وایلد. دعوی مقاله آن است که کرول در نقد خود با این دشواری روبه‌روست که هدف اصلی کنش‌های آدمی از منظر تکامل زیستی بقا و تولید مثل است در حالی که وایلد هدفی مغایر با این را برای قهرمان داستان خود، دوریان، معرفی می کند. نقد کرول یک نقد ادبی با ارزش است اما شاید نتوان آن را یک نقد ادبی تکاملی تمام عیار به‌حساب آورد زیرا توجه کرول عمدتاً معطوف به روان‌شناسی تکاملی است در حالی‌که از تکامل فرهنگی و لایه های فرازیستی انسان در نقد خود بهره نمی برد. با نگاه به نظریه هایی نظیر آراء دی وال می توان این نقد را بیشتر به یک نقد ادبی تکاملی نزدیک کرد.