بررسی «همای و همایون» و «گل و نوروز» بر اساس نظریۀ عشق جان لی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد چالوس، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد چالوس، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد چالوس، دانشکده علوم‌انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران.

4 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد چالوس، دانشکده علوم‌انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران.

doi
چکیده

دربارۀ عشق و ماهیّت آن از دیدگاه علم روان‌شناسی بحثهای زیادی مطرح شده است. در چند دهۀ اخیر محقّقان کوشیده‌اند با توجّه به نظریه‌های مختلف، آثار ادبی را مورد بررسی قرار دهند. یکی از نظریّه‌های مطرح در این باره، نظریۀ عشق جان لی است. در این نظریه وی، انواع عشق را با رنگهای اصلی مقایسه کرده و سه سبک اصلی نیز برای عشق قایل شده است که عبارتند از: عشق به یک فرد آرمانی، عشق با مفهوم بازی و عشق به معنی دوستی. در بین سرایندگان آثار غنایی ادب فارسی، خواجوی کرمانی در منظومه‌های همای و همایون و گل و نوروز مانند دیگر شاعران غنایی، به موضوع عشق و روابط عاشق و معشوق پرداخته است. در این پژوهش سعی شده است که عشق در منظومه‌های خواجو با نظریۀ عشق جان لی مورد بررسی و انطباق قرار گیرد. مسألۀ اصلی این تحقیق، پاسخ به این پرسش است که مفاهیم و ویژگی‌های عشق در این دو منظومه مطابق با کدام نوع عشق در نظریۀ جان لی است؟ نتیجۀ این پژوهش نشان می‌دهد که عشق در این دو داستان عاشقانه با نظریۀ عشق جان لی به لحاظ ویژگی رمانتیک بودن و برخورداری از سبک پرشور، مطابقت دارد.