تحلیل مفهوم مفاخره و خودشیفتگی در شعر ملک الشّعرای بهار

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی ، خوی. ایران

doi
چکیده

نارسیسیسم در تمامی دوره‌ها و در ادبیات همه ملل شناخته شده است به‌ویژه در قرن بیستم که من درونی نویسنده بخش اصلی فرآیند ادبی را تشکیل می‌دهد. نارسیسیم یا خودشیفتگی نشانة خود محوری نیست؛ بلکه دلالت بر وضع فکری و برداشت خود انگیختة انسانی دارد که در آن، شخص خودش را به جای دیگری، هدف عشق قرار می‌دهد. در دیوان شعر کمتر شاعری است که مفاخره و ستایش از خود و جلوه‌های گوناگون این هنر متجلّی نشده باشد. مقالۀ پیش رو می‌کوشد به شیوه توصیفی- تحلیلی، پس از بررسی و تحلیل واژه نارسیسیم و خودشیفتگی، نمونه‌هایی از وجود چنین حس را در اشعار ملک‌الشّعرای بهار نشان دهد. پژوهش حاضر ما را به این رهنمون کرد که با وجود این که یازده شایستگی متفاوت، بهار را به خودستایی برانگیخته، آن خودستایی‌ها، فروتنی را از وی نگرفته و از او یک شاعر متفاخر متواضع ساخته که با وجود اقرار بر هنرهای خود و ظهور من متعالی، می‌تواند من شخصی خود را نیز بیابد و هنرهای دیگران را نیز بستاید.