عشق و خودآئینی در جهان حماسه بر پایۀ مقایسۀ دو شخصیت رستم شاهنامۀ فردوسی و آشیل ایلیاد هومر
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، ادبیات نمایشی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
در این مقاله، به تشریح جایگاه عشق و خودآئینی (استقلال شخصیت)، بهمنزلۀ دو رانۀ روانشناختی و درعینحال اخلاقی بنیادی هستی بشر، در جهان حماسه خواهیم پرداخت. در جهان حماسه، در مقایسه با عشق، خودآئینی در شالودة هستی قهرمان حماسه قرار دارد؛ بهعبارتی، در حماسه ها، محور اصلی هستیِ قهرمان میل به خودآئینی است و عشق، هرچند پرشور و سوزان، صرفاً تابع آن است. در واقع، در چنین فضایی عشق صرفاً دستاویزی برای حفظ خودآئینی قهرمان است و مرجعیتی بیش از این ندارد. بدین منظور، با روش توصیفی-تحلیلی در ابتدا بر اساس آرای امانوئل کانت در فلسفۀ اخلاق، تعریفی اجمالی از اصل خودآئینی در برابر اصل دیگرآئینی به دست خواهیم داد. سپس، با مقایسۀ دو قهرمان اصلی دو حماسۀ بزرگ تاریخ بشر، یعنی رستم در شاهنامۀ فردوسی و آشیل در ایلیاد هومر، تشریح خواهیم کرد که چگونه محور در دنیای حماسه خودآئینی است و عشق مادون آن محسوب میشود.