تحلیل نوسان سلطۀ معشوق بر عشاق در منظومۀ خسرو و شیرین نظامی بر اساس دیدگاه جامعه‌ شناسی لوکاچ، بوردیو و آدورنو

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

3 دانشجوی دکتری،‌گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

doi
چکیده

منظومۀ خسرو و شیرین حکیم نظامی از منظومه‌های مشهور فارسی در حوزۀ ادبیات غنائیست. بن‌مایۀ داستان عشق است. در این داستان که چندین عشق در آن جریان دارد جایگاه عاشق و معشوق اغلب در حال جابجایی و نوسان است، سیر داستان، گاه متعارف و گاه نامتعارف می‌شود. از جمله کنش‌های نامتعارف، سلطۀ عاشق بر معشوق است. انتظار این بود که مطابق با جاذبه و میدان مغناطیسی معشوق، تناسب مندی سلطه به نفع معشوق اعمال شود، اما برخلاف انتظار، شاهد نوسان و تغییر جایگاه سلطه‌ایم. این پژوهش در یک مطالعۀ بینارشته‌ای با استفاده از منابع، اسناد و ابزار کتابخانه‌ای به روش توصیفی ـ تحلیلی، چیستی و چرایی نوسان سلطۀ عشاق در منظومۀ یادشده را از منظر جامعه‌شناسی با تکیه بر آرای جورج لوکاچ، پی‌یر بوردیو و تئودور آدورنو بررسی می‌کند. چون رفتار، منبعث از روان است این تحقیق به نقد روانکاوانه نیز رویکرد دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد: هژمونی قدرت، پایگاه‌های طبقاتی، عینیات و ذهنیات جامعه و شاعر، نوسان سلطه را به نفع فرادستان رقم زده و همین دیالکتیک موجب نگرش و رهیافت نظامی به نوسان سلطه شده‌است.