کارکرد تزیینی، توضیحی و نمادین اوصاف در منظومه‌های غنایی با تکیه بر لیلی و مجنون، یوسف و زلیخا و سلامان و ابسال جامی

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دکتری زبان و ادبیات غنایی، دانشکده علوم انسانی و حقوق، واحد اصفهان، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان (خوراسگان)، ایران

doi
چکیده

شاعران منظومه‌های روایی در آفرینش روایتی جذاب، از وصف برای شخصیت‌پردازی و فضاسازی استفاده می‌کنند. ژنت به بررسی وصف و ارتباط آن با روایت و روایتگری پرداخته ‌است. وی برای اوصاف، کارکرد تزیینی، توضیحی و نمادین قائل می‌شود. در این پژوهش، کارکردها در سه منظومۀ غنایی لیلی و مجنون، یوسف و زلیخا و سلامان و ابسال جامی، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده است تا میزان و کیفیت استفاده از اوصاف با کارکردهای گوناگون، در هر منظومه مشخص گردد و در نهایت به این پرسش پاسخ داده شود که اوصاف در منظومه‎های غنایی غیر از کارکرد تزیینی، چه کارکرد دیگری دارد؟ نتایج حاصل از تحقیق بیانگر اینست که علی‌رغم باور غالب که کارکردِ نمادین، ویژۀ متون عرفانی و رمزی است، در سه منظومۀ غنایی موردنظر، کارکرد نمادین اوصاف، مفاهیم زیادی را در متن گنجانده است، اما با توجه به تفاوت‌های موجود در روایت سه منظومه برای درک مفهوم نمادین اوصاف باید به حوزۀ جغرافی، قبیله، قوم، مذهب و تاریخ رجوع شود؛ از این رو برای درک مفاهیم اوصاف با کارکرد نمادین، از نشانه‌شناسی استفاده شده‌است. براعت استهلال یکی از انواع کارکرد توضیحی اوصاف است که بیشتر در لیلی و مجنون یافت می‌شود و برای کارکرد تزیینی اوصاف در منظومه سلامان و ابسال موردی یافت نشد.