تحلیل نشانههای اضطراب و ترس در دو رمان «جزیرۀ سرگردانی» و «ساربان سرگردان» بر اساس نظریات گریماس و تاراستی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
چکیده
سیمین دانشور در جزیرۀ سرگردانی و ساربان سرگردان، مخاطب را با وضعیتی گفتمانی مواجه میکند که در آن کنش دچار شرایط شده است. در این حالت، کنشگر همواره با احساساتی چون اضطراب، سرگردانی، ترس، چالش با خود، نداشتن اطمینان، فرار از گذشته و احساس ناامنی روبرو میشود و نفی یک وضعیت او را وارد وضعیتی دیگر میکند. هر وضعیت برای او در حکم یک چالۀ معنایی است که عبور از آن به انرژی جهشی نیازمند است. در چنین وضعیتی، کنشگر توان هر کنشی را از دست میدهد و در وضعیت ناپایدار ماندن و نماندن، شدن و نشدن سرگردان است. در این پژوهش کوشش شده است از منظر نشانهمعناشناسی و با توجه به نظریات گریماس و اییرو تاراستی به بررسی نشانهها و کارکردهای سرگردانی در دو رمان جزیرۀ سرگردانی و ساربان سرگردان پرداخته شود تا نشان دهد که چگونه سرگردانی از طریق فرایند سلبی- ایجابی سبب گسست شخصیت اول داستان از من شخصیاش میشود. نتیجۀ عبور از این گسست، بازیابی خود و شناخت انتزاعی از خود و اطرافیان است و این شناخت سبب میشود شخصیت اول داستان در یک وضعیت ایجابی که همان معرفت و تسلط بر خود است، قرار گیرد و من واحد وجود خود را دریابد و استعلا یابد.