سهم هگل در تاریخ معرفت شناسی پست مدرنیسم (با رویکرد انتقادی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه قم
2 دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه قم
doi
چکیده
یکی از این مهمترین گرایشهای پساکانتی، فلسفه خردستیز وایدئالیستی، هگل است. فلسفه هگل، یکی دیگر از حملات بنیادین ضد روشنگری به خردگرایی و فردگرایی در تاریخ فلسفه غرب محسوب میشود. او یقیناً فیلسوفی است که مهمترین و شدیدترین گامها را به سمت پست مدرنیسم برداشت. لذا توانست ایدئالیسم سیستمی را در تفکر پست مدرنیسم بنیانگذاری کند. کانت با پیشینی دانستن سوژه، گامی فراتر از همه فیلسوفان قبل از خود برداشت و خردستیزی را به طور سیستماتیک و جامع، کلید زد؛ اما هگل معتقد بود کانت این گام را ضعیف برداشته است. لذا او چهار گام اصلی را حتی افراطیتر از کانت، در شکلگیری پست مدرنیسم برداشت تا پروژه ایدئالیسم را در تاریخ پست مدرنیسم به نهایت و اوج خود برساند. آن چهار گام اصلی عبارتند از: 1. سوژه به تنهایی کل واقعیت را خلق میکند.2. تناقض، یک امر ممکن، واقعی و موجب تکامل است. 3. از آن جا که شاکله اصلی واقعیت، تناقضآمیز است، حقیقت یک امر نسبی و متغیر است. 4. جهان، دارای عملکرد جمعی است نه فردی. هگل با این چهار تز اصلی، سهم بسیار کلیدی و جدی را در انسجام و تثبیت مبانی ایدئالیستی و شکاکانه پست مدرنیسم برداشت.