عناصر گروتسک و مدرن‌گرایی در رمان شازده احتجاب گلشیری

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین، قزوین، ایران

2 مدرس زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین، قزوین، ایران

doi
چکیده

پایبندی به فرم و شگرد در داستان، استخوان‌بندی اندیشه‌های گلشیری را تشکیل می‌دهد. او به دنبال نمایش حرکت و پویایی در ادبیات، به سنت‌شکنی دست زد و داستان را به ابزاری برای شناخت خود و دیگران مبدل ساخت و با این دیدگاه در رمان شازده احتجاب به جستجو در اعماق و نفوذ در لایه‌های پنهان ذهن شخصیت‌ها و کشف و شناخت خود و دیگران و بیان حقایق جامعه با استفاده از برهم زدن ترتیب و توالی پیوستۀ زمان پرداخت و با بهره‌گیری از ژانر گروتسک، چشم خوانندگانش را به روی حقایقی گشود که در زندگی روزمره در مواجهه با واقعیت به ورطۀ فراموشی سپرده شده بود. نویسندگان در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی شگرد‌های مدرن در این رمان پرداخته‌ و به این نتیجه دست یافته‌اند که شازده احتجاب توانسته مدرن‌گرایی نویسنده‌اش را به نمایش درآورد و به دلیل مشخصه‌های عدول از هنجارهای عادی و پذیرفته شده، مسخ‌شدگی، برانگیختن خندۀ تلخ و نفرت‌آور، جان‌بخشی به اشیاء، تصویر دیوانگی در معنای رمانتیک، ترسیم فضاهای تاریک، رعب‌آور، تشریح شکنجه‌های هولناک و نشان دادن مرگ تلخ با بهره‌گیری از استعاره و مجاز، تصویرگر وقایع روی داده برای چهار نسل از یک سلسله در ژانر گروتسک باشد.