نسبی‌گرایی قدسی: رویکردی فلسفی-دینی به نسبت‌مندی حقیقت دینی

نویسندگان

1 استادیار فقه و اصول دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل

doi
چکیده

در جهان معاصر، کثرت‌گرایی دینی و فرهنگی یکی از ویژگی‌های اساسی زیست‌جهان انسان است و مسئله حقیقت دینی و نسبت آن با ادراک‌های متکثر بشری توجه فلسفه دین، عرفان اسلامی و الهیات تطبیقی را جلب کرده است. اگرچه حقیقت دینی مطلق و قدسی است، تنوع ادیان، روایت‌ها و تجربه‌های معنوی موجب ایجاد پرسش‌هایی اساسی درباره امکان آشتی میان «اطلاق حقیقت» و «نسبیت فهم انسانی» شده است. پاسخ به این چالش نیازمند رویکردی میان‌رشته‌ای و تلفیقی است که ضمن اجتناب از افراط مطلق‌گرایی و نسبی‌گرایی افراطی، چارچوبی متوازن و کاربردی ارائه دهد . این مقاله با رویکرد نظری-تحلیلی و فلسفی-دینی، مفهوم «نسبی‌گرایی قدسی» را معرفی می‌کند؛ رویکردی که هم پایبند به قدسی و مطلق بودن حقیقت دینی است و هم بر نسبی بودن فهم بشری، تفاوت‌های تفسیری و تنوع تجربه‌های دینی تأکید دارد. الهام از آموزه‌های ابن‌عربی و ملاصدرا نشان می‌دهد که حقیقت الهی واحد و متعالی است، اما ظهورات آن در بسترهای فرهنگی، تاریخی و زبانی متعدد و متکثر است . نسبی‌گرایی قدسی، علاوه بر تحلیل فلسفی و عرفانی حقیقت، کاربردهای عملی گسترده‌ای دارد؛ از جمله تقویت گفتگوی بین‌ادیانی، مدیریت تعارضات مذهبی و فرهنگی و تعمیق تجربه معنوی فردی. با پذیرش محدودیت فهم انسان و احترام به تفاوت‌ها، این رویکرد زمینه همزیستی مسالمت‌آمیز، گفتگوی عقلانی و تعامل فرهنگی را فراهم می‌کند. به این ترتیب، نسبی‌گرایی قدسی الگویی جامع و متوازن برای مواجهه با چالش‌های کثرت دینی و فرهنگی در جهان مدرن ارائه می‌دهد و فلسفه، عرفان و عمل دینی را در یک چارچوب تلفیقی پیوند می‌زند .