آشکارگی راه: «وجود» و «دائو» در اندیشه‌ی هایدگر و دائوئیسم

نویسندگان

1 گروه فلسفه، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
چکیده

این پژوهش به بررسی تطبیقی دو مفهوم بنیادی «وجود/هستی» و «دائو» در اندیشه‌ی مارتین هایدگر و دائوئیسم می‌پردازد. در اندیشه‌ی متأخر هایدگر، «وجود» به‌منزله‌ی «افقِ گشودگی» و «رخداد » فهم می‌شود؛ افقی که در آن، موجودات امکان ظهور و فهم‌پذیری می‌یابند. در سوی دیگر، دائو در دائوئیسم به‌عنوان «راهِ بی‌نام» و «اصل بنیادی کیهانی» و «سرچشمه‌ی واقعیت» مطرح می‌شود؛ اصلی پیشازبانی و پیشامفهومی که پیش از هرگونه نام‌گذاری و تمایزگذاری قرار دارد. هدف این پژوهش آن است که نشان دهد، با وجود تفاوت‌های تاریخی، زبانی، و فرهنگی میان این دو اندیشه، هر دو به‌نحوی مشابه به‌سوی رازی خود-پنهان‌گر اشاره می‌کنند. ناموجودی/غیرهستنده‌ای که به‌مثابه‌ی «عدم/نیستی» آشکار می‌شود و امکان پدیدارشدن، معنا، و فهم را بنیاد می‌نهد. روش پژوهش، تحلیل هرمنوتیک تطبیقی مفاهیم کلیدی در کارهای هایدگر و دائو دِه جینگ، با تأکید بر نحوه‌ی تلقی هریک از این اندیشه‌ها از نسبت میان «زبان»، «وجود»، «دائو»، و «حقیقت»، است. این مقاله می‌کوشد نشان دهد که چگونه این دو اندیشه از دو خاستگاه متفاوت، هریک از مسیری خاص، به‌سوی نوعی بنیادِ نخستینِ بی‌بنیاد اشاره می‌کنند؛ بنیادی که می‌تواند زمینه‌ای برای گفت‌وگو میان شرق و غرب فراهم سازد.