نقد و تحلیل روایت در اصلیترین درونمایههای هزار و یک شب
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی ،مشهد، ایران
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
doi
چکیده
داستانپردازی و روایت، یکی از شیوههای درک بهتر محیط اطراف و به طور کلی درک بهتر جهان هستی است. هدف این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، مطالعۀ درونمایۀ داستان بر اساس ویژگیهای ساختاری، یعنی گشایش روایی است. از دنیای پر رمز و راز هزارویک شب، چشمگیرترین درونمایهها گزینش شده و سپس گشایش در درونمایههای انتخابی شرح داده شده است. ناگفته پیداست که گزینش این درونمایهها بدان معنا نیست که درونمایۀ دیگری در این اثر وجود ندارد، بلکه انتخاب درونمایههای دلدادگی، جرم و جنایت، گشت و گذار، وهم و اخلاق در بیشتر داستانهای هزارویک شب نمودی بارزتر دارد. نتیجۀ تحقیق بیانگر اینست که داستانهای دلدادگی و عاشقانه بیشترین درونمایهها را شامل میشود. در واقع شاید بتوان گفت مرتبط با درون مایۀ حکایت اصلی و جامع داستان که بر پایۀ خیانت به عشق آغاز میشود، عشق و دلدادگی بسامد بالایی در این پژوهش دارد.