خوانش پلورالیسم عرفانی اسلامی در مدارس چندپایه

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید چمران، تهران.

doi
10.82587/pi.2026.1235256
چکیده

این مقاله به خوانش پلورالیسم عرفانی اسلامی در بافت مدارس چندپایه می‌پردازد و می‌کوشد نسبت میان «وحدت در عین کثرت» در عرفان اسلامی و تجربه زیسته کلاس‌های چندسنی را تبیین کند. پرسش‌های اصلی پژوهش آن است که: ۱) پلورالیسم عرفانی اسلامی چه تصویری از کثرت و وحدت به دست می‌دهد؟ ۲) مدرسه چندپایه چگونه می‌تواند به‌مثابه میدان تربیتی کثرت‌مند فهم شود؟ و ۳) این خوانش عرفانی چه دلالت‌های فلسفی-تربیتی برای سازمان‌دهی روابط، نقش‌ها و برنامه درسی در کلاس چندپایه دارد؟ روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و اسنادی است؛ بدین معنا که با تحلیل مفهومی متون عرفان اسلامی و فلسفه دین، در کنار ادبیات نظری و تجربی درباره مدارس چندپایه و کلاس‌های چندسنی، چارچوبی تلفیقی برای فهم این بافت ارائه شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که پلورالیسم عرفانی اسلامی، با تأکید بر وحدت حقیقت و کثرت تجلیات، امکان می‌دهد کلاس چندپایه به‌عنوان «میکرو‌جهان کثرت در دل وحدت تربیت» فهم شود، نه صرفاً راه‌حلی اضطراری برای کمبود امکانات. بر این اساس، فلسفه کثرت در کلاس چندپایه، ساختار رابطه معلم-دانش‌آموز، مدیریت اختلاف و تفاوت، و برنامه درسی پنهان معنوی، همگی می‌توانند در افق مفاهیمی چون هم‌سلوکی، سعه‌صدر، عشق و کرامت انسان بازطراحی شوند. در نتیجه آن‌که خوانش پلورالیسم عرفانی اسلامی از مدرسه چندپایه، افقی نو برای فلسفه تعلیم‌وتربیت دینی می‌گشاید و زمینه طراحی سیاست‌ها و پژوهش‌های میدانی آینده را در پیوند عدالت آموزشی، تربیت معنوی و زیست در جهان متکثر فراهم می‌آورد.