نگاهی به دگردیسی نشانهها در اندیشۀ شعری فروغ فرخزاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
4 دبیر آموزش و پرورش، مشهد، ایران
doi
چکیده
از آنجایی که نظام نشانهها، به دلیل تغییر ساختارهای اجتماعی، دائماً در حال تغییر و تحوّلاند، توجّه به استحالۀ نشانهها در شعر یک شاعر خاص میتواند برای شناخت زمینههای دلالتی متغیّر نشانهها، راهگشا باشد. این پژوهش از طریق زبان مجموعه اشعار فروغ فرخزاد، زمینۀ تبیین و درک احساسهای ذهنی او را که به عنوان نمودهایی از تجربههای بیرونی در زبان شعرش است، نشان داده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با گزینش اشعاری از فروغ فرخزاد در دفترهای شعر اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد انتخاب گردیده است. پژوهشگران در پی آن هستند که اشعار فروغ فرخزاد در قاموس به کارگیری نشانهها تا چه میزان بر ماهیت بیرونی مدلولها پایبند بوده و در کجا این نشانهها در هیأت نشانههای دیگر مستحیل شدهاند؟ نتایج تحقیق نشان میدهد که معانی مستحیل شده در هشت مقولۀ شب، مرگ، خورشید، عشق، کمالگرایی، آب و مدلولهای آن، درخت، پنجره بررسی گردیده است و نماد شب بیشترین بسامد تغییر و دگرگونی را داراست. در دفترهای اسیر، دیوار و عصیان، هنوز اثری از این شیوۀ گفتاری و نوع چینش خاص دال و مدلولها دیده نمیشود و آنچه هست، تشبیه است و اندکی استعاره، امّا در اشعار مجموعههای تولّدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، فروغ بسیاری از عناصر و مظاهر طبیعت را در جهت بیان اندیشههایش، بهصورت نمادین و مستحیل در مدلولهای متنوّع و مختلف بیان میدارد.