مقدمه‌ای بر پدیدارشناسی عصبی و رابطه آن با علوم اعصاب

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای فلسفه، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.82587/pi.2026.1236725
چکیده

پدیدارشناسی عصبی یک رویکرد علمی است که هدف آن پرکردن شکاف بین تجربه ذهنی ( پدیدارشناسی ) و فعالیت عینی مغز ( علوم اعصاب ) می‌باشد.این یک برنامه تحقیقاتی است که بینش‌های هر دو حوزه را برای درک آگاهی و ذهن ترکیب می‌کند و بر ماهیت تجسم یافته تجربه انسانی تاکید دارد. در حالی که فلسفه علوم اعصاب ریشه در فلسفه تحلیلی دارد ( چرچلند 1986 و 2002 ) پدیدارشناسی عصبی، همانطور که از نامش پیداست، ریشه‌های مستحکمی در سنت فلسفه پدیدارشناسی دارد. در سال‌های اخیر جریان جدیدی از فلسفه پدیدارشناسی در اروپا و آمریکای شمالی ظهور کرده است، جریانی که به سرچشمه‌های پدیدارشناسی در فلسفه هوسرل بازمی گردد اما تحت تاثیر علوم شناختی و فلسفه تحلیلی ذهن قرار دارد و هدف آن کمک به این حوزه‌ها است. پدیدارشناسی عصبی به این جریان تعلق دارد . هدف این مقاله، ارائه ایده‌های اصلی پدیدارشناسی عصبی در قالب یک بررسی برای مخاطبان فلسفه پدیدارشناسی و فلسفه علوم اعصاب است تا بتواند هر دو حوزه تحقیقاتی را جهت انجام این رویکرد پوشش دهد.