هوش تصویری و عاملیت توزیعی: بازاندیشی هستی‌شناختی اندیشه در سینما

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی فلسفه هنر، گروه فلسفه، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 عضو هیئت علمی گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار دانشگاه تهران، دپارتمان هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.82587/pi.2026.1239465
چکیده

این نوشتار به بررسی مفهوم اندیشه در سینما از دیدگاه فلسفی مدرن می‌پردازد که اندیشه را معمولاً وابسته به ذهن انسان تلقی می‌کند. با ظهور سینما، این دیدگاه با چالش مواجه شد: آیا تصویر متحرک تنها نماینده اندیشه است یا خود می‌تواند میدان تحقق آن باشد؟ نظریه‌هایی مثل «اندیشه مکانیکی» اپستاین و «تصویر-زمان» دلوز امکان اندیشیدن در سطح تصویر را مطرح کردند، اما مدلی منسجم برای تبیین عاملیت در این حوزه ارائه نشده است. پژوهش حاضر با رویکرد نظری و روش تحلیل مفهومی، مفهوم جدیدی به نام «هوش تصویری» را پیشنهاد می‌دهد. این مفهوم سه سطح دارد: (۱) عقلانیت فرمی: منطق درونی مونتاژ و تصویر-زمان؛ (۲) ادراک توزیعی: هم‌تنیدگی بدن فیلم و بدن تماشاگر؛ (۳) عاملیت غیرسوژه‌محور: اندیشه به‌عنوان رخداد ماده‌مند. در این چارچوب، اندیشه نه مالکیت ذهن فردی، بلکه فرآیندی توزیعی است که از تعامل تصویر، بدن و فناوری نشأت می‌گیرد. سینما پس از این بازخوانی، مستلزم بازاندیشی هستی‌شناختی مفهوم اندیشه و عاملیت است و امکان فهم هوشمندی غیرانسان‌محور را فراهم می‌آورد.