پسند فرهنگی و مقبولیت عمومی در حکایتی از بوستان سعدی (تحلیلی بر پایۀ نظریۀ تزوتان تودوروف)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.

doi
چکیده

حکایات بوستان سعدی مانند بسیاری دیگر از حکایت‌های فصلی (اپیزودیک) متون فارسی نقشی تسهیل‌گر برای فهم نظریات عرفانی، اجتماعی و هنری شاعر دارند. در بوستان سعدی و در باب اول حکایتی با عنوان تدبیر در تأخیر سیاست هست. در این حکایت مدلی می‌بینیم که با الگوی پیشنهادی تزوتان تودوروف برای تحلیل داستان منطبق است و می‌توان نتیجة حاصل از آن را به اغلب حکایات بوستان تعمیم داد. تودوروف معتقد است در روایت‌ها ساختاری مشابه وجود دارد که عبارتند از: وضعیت آغازین، ورود عامل برهم‌زنندة تعادل به روایت، برهم‌خوردن تعادل، تلاش برای برقراری تعادل و درنتیجه رسیدن به وضعیت پایدار نهایی که از آن به فصل گذار تعبیر کرده است. در این مقاله که به روش تحلیلی نوشته شده است، کوشش گردیده به این پرسش پاسخ داده شود که بر اساس نظریة تودوروف حل تناقض حاصل از نتیجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرایی سعدی در حکایت با واقعیت‌های بیرونی اجتماع چگونه صورت می‌گیرد و حکایت موردبحث را چگونه می‌توان بر اساس الگوی تودوروف تحلیل کرد. نتیجه اینکه سعدی با ایجاد ساختاری منسجم در حکایت مورد نظر توانسته اندیشه‌ها و آرای خود را علی‌رغم تناقض و تضاد با عالم واقع به خواننده بقبولاند و رأی پیروزی را در حکایت به سود کسی که می‌خواهد صادر کند.