نقش آگاهیهای بلاغی (استعارۀ مکنیه) در جمالشناسی قصاید ظهوری ترشیزی
نویسندگان
1 دانشيار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مركزي، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاديار، گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه تهران، تهران، ايران
3 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مركزي، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.71594/lyriclit.2024.979921چکیده
بررسی شعر از آغاز تا روزگار ما اغلب در دو محور موسیقی زبان و شیوۀ ارائۀ مطلب در شعر یعنی تخیلِ شاعر صورت گرفته است. تخیل از مهمترین عناصر شعر به شمار میآید که حاصل آن صور خیال است. از میان انواع صور خیال، استعاره مهمترین بحث بلاغت است که در این جستار، نوع پنهان آن یعنی استعارۀ بالکنایه یا مکنیه در قصاید ظهوری ترشیزی که یکی از پیشگامان سبک هندی است و تذکرهنویسان و حتی شاعران و ادیبان همعصر شاعر به برتری او در طرز تازه (سبک هندی) خستو شدهاند، از زاویۀ تنوع موضوعی و تأثیر آن در سبکسازی قصاید وی مورد بررسی قرار گرفته است. سبک ادبی ظهوری تا اندازۀ زیادی مرهون نگاه استعاری او به واژگان کلام است. آگاهی شاعر به ارزشهای معنوی و عاطفی واژهها که بر اساس روحیه و احساسش صورت میگیرد، به ظهور هنری زنده و پویا منجر شده است. در شعر ظهوری، آنچه واژهها را به هم پیوند زده و در کنار هم گرد آورده است، نه وزن بلکه تشخصی است که به واسطۀ استعارۀ مکنیه و تشخیص به کلمات اعطا شده است.