يأس فلسفي و علل آن در غزليات سيمين بهبهاني
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبيات فارسي، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامي، مهاباد، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبيات فارسي، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامي، مهاباد، ایران
3 دانشيار، گروه زبان و ادبيات فارسي، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامي، مهاباد، ایران
doi
10.71594/lyriclit.2024.1118965چکیده
اين جستار با هدف نشان دادن يأس فلسفي و بررسي علل و عوامل ايجاد آن در غزليات سيمين بهبهاني به نگارش درآمده است. براي دستيابي به اين هدف تمامي غزليات او در كتاب «مجموعه اشعار سيمين بهبهاني» بررسیشده است. روش تحقيق اين كار «تحليل مضمون» است؛ بهاینترتیب كه تمامي مضامين از متن استخراجشده و بسامد بالاي مضامين فلسفي و آميختگي همة آنها با يأس فلسفي سبب شد در اين مقاله با استناد به كلام سيمين به بررسي علل و عوامل آن پرداخته شود. نتايج تحقيق حاكي از اين است که غزل میتواند در كنار تمام وظايفي که تاكنون از لحاظ محتوا داشته است، ظرفيت بيان مسائل فلسفي را هم داشته باشد، چنانكه سيمين بهبهاني در غزلياتش مضامين فلسفي مانند آفرينش، مرگ، جبر و زمان را مطرح كرده است؛ اما با توجه به اينكه تمامي اين مفاهيم در غزل او با نوعي يأس فلسفي همراه هستند، گاه بهصورت صريح و گاه بهصورت غیرمستقیم با استناد به علائمی مانند بدبيني و اعتراض به آفرينش، آرزوی مرگ، تأخیر و كندي گذر زمان، مرگ باوری و اعتقاد به جبرهاي دروني و اجتماعي میتوان اين نوع تفكر را در غزلياتش مشاهده كرد. بخشي از علل و عوامل وجود اين يأس را میتوان ريشه در مسائل فردي اعم از مشكلات خانوادگي، گذشت عمر و تجربة پيري و حساسيت شاعر، از دست دادن دوستان و عزيزان دانست و بخشي از آن با مسائل اجتماعي و سياسي جامعة او كه به گفتۀ خود شاعر، مملو از خفقان و تاريكي براي شاعر است، مرتبط است.