تحلیل کهنالگویی آنیمای «گلمحمد» در رمان کلیدر
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران
3 استادیار، گروه روانشناسی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
doi
10.71594/lyriclit.2024.979889چکیده
کهنالگوها از مهمترین مباحث روانشناسی یونگ است که از خودآگاه و ناخودآگاه انسان حکایت میکند. کهن الگوی آنیما نیز، در مقابل آنیموس، متعلق به جنبۀ زنانۀ مردان، در عمیقترین لایههای درونی و ناخودآگاه مرد، در جهانبینی، تعادل و عدم تعادل روحی او بسیار تأثیرگذار است. مقالۀ حاضر، به شیوۀ توصیفی- تحلیلی، این کهنالگو را در شخصیّت «گلمحمد» در رمان کلیدر اثر محمود دولتآبادی بررسی میکند. کلیدر که در اصل رمانی تاریخی است، به شیوۀ واقعگرایانه فضای سیاسی ایران پس از جنگ جهانی دوم بین سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ را به تصویر میکشد. در لایههای زیرین داستان، آنچه بر فرآیند فردیت شخصیت «گلمحمد» تأثیرگذار بوده، گزارش میشود تا جنبههای مثبت و منفی آنیما؛ رسیدن به رشد و کمال، رسیدن به عشق، عمل خارقالعاده و قهرمانانه و در مقابل، شهوتخواهی و فرافکنی را به طور محسوس بیان کند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد، اگرچه در برخورد آغازین احساسی «گلمحمد» با «مارال»- آنیمای درون وی- جنبۀ منفی آنیما چون شهوتخواهی شعلهور میشود و زمانی چند، وجود او را فرا میگیرد و گاه گاه به فرافکنی و خشم میانجامد، اما در بزنگاههایی برای شناخت و تشخیص ناخودآگاه، با میانجیگری میان «من» و «خود»، موجب رشد و تعالی و طی کردن فرآیند فردیت و ایجاد ارتباط میان جنبۀ منفی و مثبت شخصیت اصلی رمان بوده است.