بررسی مؤلفههای عشق ممنوعه در رمان «چراغها را من خاموش میکنم» زویا پیرزاد
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهرانجنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهرانجنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.71594/lyriclit.2024.979926چکیده
مقالۀ حاضر به بررسی شاخصهای عشق ممنوعه در صفات رفتاری شخصیتهای اصلی رمان «چراغها را من خاموش میکنم» زویا پیرزاد (متولد 1331) میپردازد. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی به عشق ممنوعه در این رمان میپردازد. عشق ممنوعه برقراری رابطة عاشقانه با افرد متأهل است که با زیر پاگذاشتن تعهد همراه است. زمانی که یک فرد متأهل خارج از رابطة زناشویی خود به فرد دیگری عشق بورزد، در حال تجربه یک عشق ممنوع است. راوی و شخصیت اصلی رمان ِ مذکور، زنی تحصیلکرده و خانهدار به نام کلاریس آیوازیان است که همراه با همسرش آرتوش و سه فرزندش به نامهای آرمن، آرمینه و آرسینه در دهة چهل شمسی در آبادان زندگی میکند. دغدغۀ او تکرار و روزمرّگی است. با آمدن همسایهای به نام امیل سیمونیان این جریان یکنواخت متحول میشود و کلاریس وارد مرحلۀ عشق ممنوعه به همسایۀ تازهوارد میشود. در فصل پایانی، کلاریس به خودشناسی میرسد و با طی مراحل انواع خویشتنیابی، خوشحال است که امیل و خانوادهاش از همسایگی آنها رفته و به توهم باطل وی در مورد عشق پایان دادهاند.