تحلیل کمیت زمان در منظومۀ بهمن نامه بر اساس نظریات ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.71594/lyriclit.2024.1128790چکیده
کمیت زمان یکی از مؤلفه های اساسی و بنیادی در خلق هر اثر روایی و داستانی است و بدون حضور این کمیت، شکلگیری هر روایت و رویدادی غیرممکن است. در بررسی زمان روایت با مؤلفه های تابع زمان، فشردهسازی و یا کشآمدگی روایت، مکثها و شتاب های مثبت و منفی روبهرو می شویم. در فیزیک مدرن، درک زمان منوط به حرکت است و در نظریۀ نسبیت خاص انیشتین، رویدادها در وضعیتی خاص می تواند از گذشته به حال و از حال به آینده منتقل شود. در روایتشناسی، به دو نوع زمان قائل شدهاند: زمان گاهشمارانه (زمان تقویمی) و زمان روایی (زمانی بدون توجه به زمان خطی و طبیعی). در منظومۀ بهمن نامه با بهره گیری از عناصر گاهشمارانه و زمان روایی، میتوان پرسشهایی مطرح کرد، از جمله: خالق منظومۀ بهمن نامه چگونه از عنصر زمان برای پیشبرد روایت بهره برده است؟ سرعت نقل روایات در این منظومه چگونه است و تقدم و تأخر زمانی (زمانپریشی) در این منظومهها چه جایگاهی دارد؟ آیا مؤلف بیشتر به آشفتگیهای زمانی گذشتهنگر نظر داشته یا آیندهنگر؟ در این پژوهش علاوه بر پاسخ تحلیلی به پرسش های فوق، به بررسی ناهمخوانی میان زمان روایت و زمان تقویمی که باعث پیدایش ناپیوستگی و گسست های زمانی در طول داستان شده، پرداخته شده است.