بررسی طبیعت در هزار و یک شب
نویسندگان
1 دانشجوي دكتري، گروه زبان و ادبيات فارسي، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامي، نجفآباد، ايران.
doi
10.71594/lyriclit.2024.1189398چکیده
هزارویکشب یکی از متون ادبیات عامیانه به شمار میآید که به لحاظ گستردگی محتوایی و اشارات آن به مفاهیم ساده و در عین حال عمیقی که در طول تاریخ دغدغۀ بشر بودهاند تا به امروز محل بحث و بررسی بوده است. هدف مقالۀ حاضر بررسی طبیعت در داستانهای هزارویکشب است. این مقاله با روش توصیفی بر اساس کتاب هزارویکشب ترجمۀ محمدرضا مرعشیپور انجام شده است. نتیجه اینکه ما در این مجموعۀ عظیم با سه نوع طبیعت روبهرو هستیم: 1. طبیعت بیجان مانند جزیره، غار، کوه، دریا؛ 2. طبیعت سبز گیاهان و درختان که شامل درختان طبیعی و درختان جادویی و عجیب و غریب میشود؛ 3. طبیعت جاندار یا حیوانات که شامل حیوانات معمولی و حیوانات افسونشده است. در حکایتهای هزارویکشب با بسامد بالای تغییر شکل انسان به جانور مواجهیم که معمولاً به عنوان مجازات فرد گناهکار و یا حتی ساحری انسان بیگناهی را به خر، غزال، خرس، میمون، سگ و پرنده تبدیل میکند. در نهایت اینکه اساساً طبیعت در هزارویک شب زمینهساز وقوع قصههای فراوانی شده است که اگر این زمینه وجود نداشت، قصه آفریده نمیشد.