کارکرد عناصر معنادرمانی در رمان «همنوایی شبانۀ ارکستر چوبها» اثر رضا قاسمی بر اساس نظریۀ ویکتور فرانکل
نویسندگان
doi
10.71594/lyriclit.2025.1207730چکیده
جستجوی هدف، ابزاری برای رسیدن به معنا و آرامش در مکتب روانشناسی معنادرمانی به شمار میآید. این مکتب مبتنی بر آرا و اندیشههای ویکتور فرانکل است و مطمح نظر بسیاری از نویسندگان و ادبای معاصر قرار گرفته است. رضا قاسمی، نویسندۀ معروف ایرانی نیز با نگاه فیلسوفانه و ادیبانهاش در آثار ادبی خویش به معنادرمانی و مفهوم زندگی در سایة مؤلفههای فلسفی آن توجه داشته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و به کمک منابع کتابخانهای، درصدد پاسخ به این سؤال است که معنادرمانی چه جایگاهی در این رمان دارد. برای این منظور ابتدا به تعریف معنادرمانی ویکتور فرانکل و مؤلفههای معنابخش آن در زندگی پرداخته شده، سپس رمان «همنوایی شبانۀ ارکستر چوبها» اثر رضا قاسمی را با توجه به دلالتهای مستقیم و غیر مستقیم آن، بر اساس نظریۀ معنادرمانی ویکتور فرانکل بررسی شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رضا قاسمی از تجربههای انسانی، ارزشهای اخلاقی، رنجها و دیگر مؤلفههای معنابخش زندگی برای مقابله با تکانههای روحی و فائق آمدن بر نابرابریها و ناعدالتیهای زندگی تعریف کرده؛ کما اینکه نیل به آرامش در مواجهه با مرگ را از دریچۀ اندیشۀ توحیدی و اعتقاد به معاد تعریف کرده است.