تحلیل معناشناختی نماد عشق در اشعار قیصر امینپور
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، شهركرد، ايران.
doi
10.71594/lyriclit.2025.1200985چکیده
واژۀ «عشق» در شعر معاصر، مفهومی جز معنای ظاهری و یا حتی نمادین خود در ادبیات عرفانی یافته است. این واژه دیگر نه در ساحتی صریح و فردی به عواطف فردی دلالت دارد، و نه در ساحتی نمادین و عرفانی به معانی الهی و آسمانی. عشق در شعر معاصر بارها در مفهوم «آزادی» به کار رفته است. یکی از مشهورترین شاعران معاصر که همواره در اشعار خویش به مقولۀ آزادی توجه ویژه داشته، قیصر امینپور است. در این پژوهش بنا داریم با رویکردی معناشناسانه بر اساس نظریۀ لیکاف و جانسون، مصادیق استعارۀ مفهومی عشق را در اشعار این شاعر معاصر بررسی کنیم و با روش توصیفی-تحلیل به کمک منابع کتابخانهای به این پرسش پاسخ دهیم که «نگاشتهای استعاری و ویژگیهای مشترک عشق و آزادی در اشعار قیصر امینپور کدامند؟» نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که قیصر مجموعاً سی بار از نماد عشق در مفهوم آزادی بهره یافته است. از این بسامد او پانزده نگاشت گوناگون برای این رابطۀ نمادین مطرح کرده است. نگاشتهای استعاری عشق و آزادی در اشعار قیصر را میتوان به دو دستۀ متداول و ابداعی تقسیم کرد، به نحوی که او از تجربۀ جمعی غنایی و عرفانی شعر فارسی نگاشتهایی چون: عشق آتش است، عشق جاندار است، عشق درد است را اتخاذ کرده و به منظور تبیین مفهوم تازۀ خود از عشق به کار میبرد. از سوی دیگر بر اساس تجارب سیاسی-اجتماعی روزگار خود و نیز تجارب فردیاش از شعر و ادب فارسی، نگاشتهایی چون: عشق سنگ گور است و عشق نام است را در دلالت بر مفاهیم جنگ و شهادت و شهدای راه آزادی، و نگاشتهایی مثل: عشق دفتر است، عشق دستور زبان است، و عشق خواهر (همخون) است را بر اساس خلاقیت خود و باز هم برای تبیین عقاید و آرمانهای اجتماعی و تجارب زیستۀ خود در روزهای انقلاب و جنگ تحمیلی ابداع میکند.