تحلیل روانشناختی کارکتر اصلی رمان عادت میکنیم با تمرکز بر نظریۀ آرکیتایپ زنانۀ یونگ و دیدگاه انیاگرام
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران
doi
10.71594/lyriclit.2025.1213506چکیده
نظریههای روانشناسی شخصیت، خواننده را متوجه بُعد جدیدی از آثار نویسندگان و شخصیتهای داستانی میکند؛ نظریههایی مانند آرکیتایپ زنانۀ یونگ، سبب میشود تا خواننده به ناخودآگاۀ ذهنی نویسندگان پی ببرد و نیز درک بهتر و عمیقتری از اندیشهها و ذهنیات آنان داشته باشد. بر اساس نظریۀ یونگ، پانزده نوع آرکیتایپ وجود دارد که هفت نوع آن زنانه هستند که خصوصیات، توانمندیها، استعدادها، علاقهمندیها و سبک زندگی مختص به خود را دارند. از دیگر نظریههای روانشناسی شخصیت، دیدگاه انیاگرام است. این دیدگاه نیز دارای نُه تیپ شخصیتی است که هر کدام دارای ویژگیهای رفتاری مختص به خود هستند. از اینرو، با تحلیل اثر ادبی بر مبنای این دو دیدگاه، خواننده با احوال درونی نویسنده آشنا میشود و نیز عواملی را که منجر به خلق اثر و شکلگیری شخصیتها شده است، کشف و شناسایی میکند. این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و به بررسی شخصیت قهرمان داستان «عادت میکنیم» اثر زویا پیرزاد بر اساس نظریۀ آرکیتایپ زنانۀ یونگ و دیدگاه انیاگرام پرداخته است. هدف اصلی این جستار، واکاوی شخصیت قهرمان داستان و میزان انطباقپذیری او با این دو دیدگاه است. یافتهها و نتایج بهدست آمده، بیانگر آن است که قهرمان داستان، دارای ویژگیهای رفتاری آرکیتایپ زنانۀ از نوع آرتمیس است و نیز خصوصیات تیپ هشتم انیاگرام را از خود به نمایش میگذارد؛ همچنین این دو نظریۀ روانشناسی، دارای ویژگیهای رفتاری مشترک هستند که با یکدیگر همخوانی دارند و هر دو به طور یکسان در رفتار قهرمان داستان، قابل مشاهده هستند.