جلوه‌ها و جنبه‌های فانتزی در آثار محمدرضا یوسفی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.

doi
10.71594/lyriclit.2025.1216137
چکیده

محمدرضا یوسفی ازجمله نویسندگان مطرح و پُرکار در حوزۀ ادبیات کودک و نوجوان است که در طول چند دهه، آثار متعددی در این زمینه نوشته است. در آثار یوسفی، جلوه‌های مختلفی از فانتزی، نگرش، شگردها و عناصر مختلف آن به چشم می‌خورد که از زوایای مختلف قابل بررسی هستند. در این نوشتار، تلاش شده ابعاد و جلوه‌هایی از نمود فانتزی در سه اثر محمدرضا یوسفی از جمله «روبان سفید»، «من رنگ‌های زیبا را دوست دارم» و «رنگ‌های بهار» با شیوۀ توصیفی–تحلیلی بررسی و تحلیل شود. یافته‌های پژوهش، حاکی از آن است که یوسفی با بهره‌گیری از شگردهایی چون تخیل پردامنه، شگفتی‌آفرینی و بازآفرینی، همواره درصدد پی‌ریزی روساخت فانتزی بوده است. او این شگردها را برای تکوین عناصر داستان نظیر شخصیت‌پرداز‌ی، موقعیت‌آفرینی و کُنش‌های فراطبیعی به کار می‌گیرد و با این کار، قابلیت و ظرفیتی فانتزی به ساختار و درون‌مایۀ آثار خود می‌بخشد. یوسفی از افسانه‌ها، اسطوره‌ها و ادبیات کهن نیز بهره می‌برد و با تمهیداتی به بازآفرینی این مایه‌‌ها دست می‌زند تا بتواند میان آنها و دنیای فانتزی نسبت و قرابت ایجاد کند. این رویکرد، سبب شده یوسفی در خلق روایت‌هایی از سنخ داستان‌های انسانی، جانوری، گیاهی و طبیعی با ساختار و ماهیت فانتزی توفیق یابد.