بستر معرفتشناختی فعال زنانگی در اشعار جان كيتس
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.
doi
10.71594/lyriclit.2025.1229401چکیده
هدف از پژوهش حاضر، بازتعریف نقش زنانگی در اشعار جان کیتس (۱۷۹۵-۱۸۲۱) و گذار از نگاه به آن بهعنوان موضوعی منفعل بهسوی فهم آن بهمنزلة بستری فعال برای تحقق فلسفة زیباییشناختی «قابلیت منفی» است. نقد ادبی سنتی عموماً قابلیت منفی را موضعی ذهنی و انتزاعی تلقی کرده یا زنانگی را ذیل مفاهیم فریب و قربانی بررسی نموده، اما از پیوند کلیدی این دو مفهوم کمتر گرهگشایی کرده است. این مقاله با طرح مفهوم «عدم قطعیت متجسّد»، استدلال میکند که ابهام وجودی و معرفتی شخصیتهای زن در آثار کیتس، نیروی محرکة اصلی پرهیز شاعر از قطعیت و تحقق قابلیت منفی اوست. بررسی متون اشعار محوری کیتس، از جمله «لامیا»، «بانوی بیرحم» و «ایزابلا» (بهعنوان جامعة آماری پژوهش)، نشان میدهد که زنانگی فعالانه بنیادهای شناخت عقلانی را در قهرمانان مرد و خواننده متلاشی میکند. تجسم دوگانگی هستیشناختی (چون مرز مار/زن در «لامیا») و بحران معرفتی (چون جنون ایزابلا در قالب گلدان ریحان) نمونههایی از این عدمقطعیت متجسّدند. کیتس در مواجهه با این سوژههای حلناشده، آگاهانه از صدور حکم اخلاقی و نتیجهگیری قطعی پرهیز میکند و روایتها را در وضعیت تعلیق روایی (چون سرگردانی شوالیه) به پایان میرساند. این امتناع، تسلیم در برابر عدمقطعیت است که اوج موفقیت کیتس در اجرای قابلیت منفی محسوب میشود. در نهایت، زنانگی بهمنزلة آزمون نهایی کیتس عمل میکند و نشان میدهد حقیقت زیباییشناختی نه در وضوح عقلانی، بلکه در پذیرش شجاعانة ابهام متجسّد نهفته است. این پژوهش نهتنها درک ما را از جهانبینی کیتس ژرفا میبخشد، بلکه قابلیت منفی را در چارچوب نقد فمینیستی و فراتر از محدودیتهای نقد سنتی احیا میکند.