بیان عاطفی در مرثیه‌های عاشورایی محتشم کاشانی و بیدل شیرازی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.

3 دانشجوی دورۀ دکتری، زبان و ادبیات فارسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران

doi
10.71594/lyriclit.2025.1233731
چکیده

مرثیه‌سرایی عاشورایی، یکی از اصیل‌ترین گونه‌های شعر آیینی فارسی، همواره محملی برای بازتاب زوایای مختلف حادثه کربلا بوده است. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی-تحلیلی محتوای مراثی دو شاعر برجسته از دو دورۀ تاریخی متفاوت، یعنی محتشم کاشانی (قرن دهم ه.ق) و میرزا رحیم بیدل شیرازی (قرن سیزدهم ه.ق)، انجام شده است. این پژوهش با تمرکز بر پانزده مضمون محوری استخراج‌شده از اشعار دو شاعر انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو شاعر در سطح مضامین کلان همچون فراگیری مصیبت در عالم، رستاخیزی بودن واقعه، مظلومیت و تشنگی شهیدان، و ناتوانی کلام از وصف فاجعه، هم‌نوا هستند. این اشتراکات، مؤید وحدت در حوزۀ محتوا و تعلق به یک سنت فکری و عاطفی واحد است. با این حال، در سطح بیان و نحوه پرداخت به این مضامین مشترک، تمایزات چشمگیری مشاهده می‌شود. محتشم کاشانی، شاعر عصر صفوی، با زبانى روایى، خطابى و عاطفى، واقعه را در مقیاس یک فاجعه جمعی ترسیم می‌کند. تصاویر او عینی، حماسی و برانگیزانندۀ عواطف عمومی است. در مقابل، بیدل شیرازی، طبیب و ادیب دورۀ قاجار، با نگاهی دقیق‌تر، تحلیل‌گرانه، عرفانی و گاه هستی‌شناختی به واقعه می‌نگرد. زبان او موجزتر و معطوف به تحلیل نسبت واقعه با قوای ادراکی انسان است. نتیجه نهایی حاکی از آن است که مراثی این دو شاعر، در عین وفاداری به یک هستۀ محتوایی مشترک (عظمت و مظلومیت کربلا)، به دلیل تفاوت در زمینۀ تاریخی (اوج‌گیری تشیع صفوی در برابر فضای فکری عصر قاجار)، جایگاه اجتماعی شاعر (شاعر آیینی مردمی در برابر عالم درباری) و نوع نگرش (عاطفه‌محور در برابر تحلیل‌محور)، دو الگوی بیانی متمایز را ارائه می‌دهند. این پژوهش نشان می‌دهد که سنت مرثیه‌سرایی فارسی از ظرفیتی پویا برخوردار است که می‌تواند یک حقیقت تاریخی-اعتقادی را در قالب‌های بیانی متنوع و هم‌افزون بازتاب دهد.