طریق عشق، طریق وحدت؛ تطبیق دیدگاه‌های عرفانی مولوی و یاکوب بوهمه

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علی آباد کتول، علی آباد کتول، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد آزادشهر، آزادشهر، ایران.

3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علی‌آباد کتول، دانشگاه آزاد اسلامی، علی‌آباد کتول، ایران

doi
10.71594/lyriclit.2025.1219271
چکیده

عرفان اسلامی و عرفان مسیحی با وجود تفاوت‌های فرهنگی و الهیاتی، در بسیاری از مبانی سلوکی و تجربة شهودی اشتراک دارند. مولوی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، و یاکوب بوهمه، فیلسوف و عارف مسیحی آلمانی، هر دو بر عشق و وحدت به‌عنوان بنیاد سلوک معنوی تأکید کرده‌اند. هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین شباهت‌ها و تفاوت‌های دستگاه فکری این دو عارف در باب عشق الهی و مسیر وحدت است. پرسش اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: «چگونه می‌توان میان اندیشه‌های عرفانی مولوی و یاکوب بوهمه در باب عشق و وحدت، همگرایی‌ها و واگرایی‌ها را بازشناخت؟» فرضیة تحقیق این است که هرچند هر دو عارف عشق را جوهرۀ عرفان می‌دانند، اما مولوی بر جنبۀ شورمندانه و موسیقایی عشق و بوهمه بر جنبۀ کیهان‌شناختی و الهیاتی آن تأکید دارد. یافته‌های پژوهش با استفاده از روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل تطبیقی ـ محتوایی آثار اصلی مولوی (مثنوی معنوی و دیوان شمس) و آثار بوهمه همچون  سپیده‌دم و راهِ مسیح و استفاده از «عرفان تطبیقی» با تکیه بر هرمنوتیک معنوی است نشان داد که هر دو عارف عشق را راهی به سوی وحدت با حقیقت می‌دانند، اما مسیرهای بیان آن متفاوت است. مولوی از استعاره‌های شعری و بوهمه از زبان فلسفی بهره می‌گیرد. نتایج پژوهش حاکی از این موضوع مهم است که تطبیق عرفان اسلامی و مسیحی می‌تواند چشم‌انداز تازه‌ای در گفت‌وگوی ادیان بگشاید و نشان دهد که تجربۀ عشق الهی، فراتر از مرزهای دینی، امری مشترک و جهانی است.