واکاوی عوامل موثر بر تغییر در سیستم آموزش عالی حسابداری در ایران : رویکرد کیفی تحلیل مضمون
نویسندگان
1 گروه حسابداری، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
2 گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 گروه حسابداری، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
doi
چکیده
مقدمه و هدف : محیط پرشتاب تجارت و ظهور فناوریهای نوظهور نظیر هوش مصنوعی، ماهیت حرفه حسابداری را از ثبتکننده داده به تحلیلگر استراتژیک تغییر داده است؛ با این حال، نظام آموزش عالی حسابداری ایران با این تحولات همگام نبوده و دچار “شکاف مهارتی” عمیقی شده است. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی عمیق عوامل موثر بر تغییر در سیستم آموزش عالی حسابداری ایران و ارائه مدلی بومی برای تبیین پویاییهای گذار از وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب است. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادین-کاربردی و از نظر ماهیت، اکتشافی است که با رویکرد کیفی انجام شده است. دادههای پژوهش از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۳۰ نفر از خبرگان دانشگاهی، حرفهای و سیاستگذار (که با روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند) گردآوری گردید. جهت تحلیل دادهها از استراتژی تحلیل مضمون شش مرحلهای براون و کلارک استفاده شد و اعتبار یافتهها با معیارهای لینکلن و گوبا تأیید گردید. یافته ها : تحلیل دادهها منجر به شناسایی چهار مضمون فراگیر شد: ۱) عوامل فناورانه (مانند اتوماسیون و کلاندادهها) و ۲) فشارهای محیطی و بازار کار (تقاضا برای مهارتهای نرم و شریک استراتژیک) که به عنوان نیروهای “پیشران” عمل میکنند؛ در مقابل ۳) مقاومتها و الزامات نهادی (ساختار متمرکز وزارت علوم) و ۴) چالشهای دروندانشگاهی (بحران شایستگی اساتید و پداگوژی منسوخ) که نقش نیروهای “بازدارنده” را ایفا میکنند. مدل نهایی نشاندهنده تقابل این نیروها و وضعیت “انجماد” فعلی سیستم است.. برونرفت از ایستایی فعلی نیازمند غلبه نیروهای پیشران بر اینرسی ساختاری از طریق “جراحی قوانین” توسط سیاستگذاران و “انقلاب مهارتی” در بدنه اساتید است تا شکاف تئوری و عمل کاهش یابد.