تعیین مناسب ترین روش نشا برنج در اراضی شالیزاری استان گیلان با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)
نویسندگان
1 استادیار پژوهشی، موسسه تحقیقات برنج کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، رشت، ایران
2 دانش آموخته دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، علوم تحقیقات تهران، ایران
doi
DOI: https://doi.org/10.71667/SARJ.2025.1225165چکیده
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه روشهای مختلف کاشت نشای برنج در اراضی شالیزاری استان گیلان و انتخاب مناسبترین گزینه با استفاده از روش تحلیل سلسلهمراتبی ( AHP ) است. در این راستا سه روش نشاکاری؛ دستی، نشاکار راهرونده و نشاکار سوارشونده، براساس مجموعهای از معیارهای فنی، اقتصادی و عملیاتی مورد سنجش قرار گرفتهاند تا اهمیت نسبی هر معیار در کارایی عملیات نشاکاری مشخص شود. مواد و روشها : در این پژوهش سه روش کاشت نشا، براساس ۹ معیار اصلی؛ فنی، اقتصادی و عملیاتی ارزیابی شدند. دادهها از طریق پرسشنامه و با استفاده از نظر ۳۰ خبره گردآوری و با روش تحلیل سلسلهمراتبی ( AHP ) در نرمافزار Expert Choice تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، ظرفیت مزرعهای مؤثر (278/0) و تعداد کارگر موردنیاز (146/0) مهمترین معیارها هستند. در جمعبندی وزنها ، نشاکار سوارشونده بهترین عملکرد را در معیارهای ظرفیت کار، کاهش کارگر، هزینه عملیاتی، یکنواختی فاصله و سهولت کار داشت. نشاکار راهرونده در مصرف انرژی برترین گزینه بود و در روش دستی تنها در معیار قابلیت کاربری در قطعات کوچک و نامنظم بالاترین امتیاز را کسب کرد. نتیجه گیری: روش نشاکاری با نشاکارهای سوارشونده بهعنوان بهترین و کارآمدترین گزینه برای کاشت نشای برنج در استان گیلان معرفی شد. این روش با افزایش ظرفیت مزرعهای و کاهش هزینه و نیروی کار، بیشترین مزیت را برای بهرهبرداران دارد. نتایج پژوهش نشان میدهد اتخاذ روشهای مکانیزه میتواند نقش مهمی در افزایش بهرهوری و پایداری تولید برنج ایفا کند.