رابطه بین بهرهوری کل عوامل تولید و پایداری کشاورزی در مزارع کلزای شهرستان پلدشت با استفاده از رهیافت سنانایاک
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت کشاورزی، واحد ماکو، دانشگاه آزاد اسلامی، ماکو، ایران
2 دانش آموخته گروه مدیریت کشاورزی، واحد ماکو، دانشگاه آزاد اسلامی، ماکو، ایران.
3 استادیار گروه مدیریت کشاورزی، واحد ماکو، دانشگاه آزاد اسلامی، ماکو، ایران.
doi
https://doi.org/10.71667/sarj.2026.1226395چکیده
هدف : افزایش جمعیت و تقاضا برای روغنهای خوراکی، نیاز به توسعه تولید داخلی را بیش از پیش ضروری کرده است. کلزا به عنوان یکی از محصولات استراتژیک، نقش مهمی در تأمین روغن نباتی و خوراک دام دارد. مواد و روش ها : این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین بهرهوری کل عوامل تولید و پایداری کشاورزی در مزارع کلزای شهرستان پلدشت انجام شده است. دادههای مورد نیاز از طریق پرسشنامه و مصاحبه با 60 کشاورز کلزاکار جمعآوری شد. بهرهوری جزئی و کل عوامل تولید محاسبه و تأثیر آن بر شاخص پایداری با استفاده از رهیافت سنانایاک و مدل رگرسیونی تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که سم، بذر و ماشینآلات بیشترین بهرهوری جزئی را دارند. 66/31 درصد کشاورزان ناپایدار و 30 درصد پایدار عمل میکنند، در حالی که 33/38 درصد از پایداری متوسطی برخوردارند. متغیرهای بهرهوری جزئی بذر و نیروی کار، درآمد سالانه، سطح سواد، سطح زیرکشت و دانش کشاورزی تأثیر معناداری بر شاخص پایداری تولید کلزا دارند. نتیجه گیری: پیشنهاد میشود از بذور مناسب برای کشت کلزا استفاده شده و درآمد کشاورزان با توسعه صادرات این محصول و قیمتگذاری مناسب افزایش یابد.