مروری بر آموزۀ «خلیفة اللّه» در اسلام
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب و عضو هیأت علمی دانشگاه مذاهب اسلامی
doi
چکیده
تلقی انسان به عنوان خلیفة اللّه فی الأرض امروزه به عنوان آموزۀ مسلمی پذیرفته شده است؛ اما در قرآن کریم چنین اصطلاحی ذکر نشده و واژه خلیفة دو بار در قرآن ذکر شده است. معنای اصلی واژه خلیفة جانشینی و جایگزینی فرد حاضر به جای شخص غائب است و به نظر میرسد که مقصود قرآن از به کار بردن این واژه و مشتقات آن همین معنا بوده است؛ و خلیفة اللّه دارای معنای متناقضی است؛ زیرا خدای حاضر و حاکم بر جهان که در قرآن کریم توصیف گردیده است، غائب نمیباشد که جانشین داشته باشد. از سوی دیگر بررسیهای تاریخی نشان میدهد که این اصطلاح در زمان پیامبر اسلام و اصحاب ایشان مقبولیّت نداشته است و از کاربرد آن پرهیز میکردهاند، ولی به تدریج شاید به دلایل سیاسی توسط خلفای اموی و عباسی در ادبیات سیاسی آن روزگار کاربرد و رسمیّت یافت و از حوزه سیاسی به حوزههای تفسیری، عرفانی، فلسفی و کلامی وارد گردید و انسان به عنوان خلیفه خداوند در زمین قلمداد گردید. این مقاله در پی بررسی و نقد معنای واژه خلیفة میباشد.