ساحت فرهنگی دین از منظر سنتگرایان و نواندیشان دینی معاصر ایران
نویسندگان
1 دانشگاه ادیان و مذاهب
2 دانشگاه کاشان
doi
چکیده
غرض از ساحت فرهنگی دین، دینی است که در گذر از اقوام، ملتها و سدهها تطور یافته و با فرهنگ جوامع انسانی درآمیخته تا به شکل امروزی به ما رسیده است. تردیدی نیست که هم دینْ انسانها را متحول میسازد و هم انسانها بر دین تأثیر میگذارند و این تعامل، فرآوردههای مختلفی را ایجاد کرده است که برخی از آنها تا روزگار ما دوام آوردهاند و برخی دچار توقف و مرگ شدهاند. مذاهب، مکاتب، فِرَق، جریانهای اجتماعی و سیاسی بخشی از این فرآوردهها محسوب میگردند. این تطور و تحول، بهایی است که دین برای ماندن و گسترش خود در بستر تاریخ و جغرافیا میپردازد. آیا در این تعامل فرهنگی میتوان حدود یا خطوط قرمزی را برای حفظ ماهیت (درست آیینی) و کارآیی دین تعیین نمود؟ انسان تا چه میزان و در چه حوزههایی حق دخالت (ابداع) در دین را دارد؟ عقل مستقل، اخلاق و علوم مدرن چه نسبت معرفتی و مرتبتی با دین میتوانند داشته باشند؟ ما در این پژوهش قصد داریم به این گونه سؤالات از منظرهای دو جریانِ اندیشۀ دینی پاسخ دهیم. ابتدا به طرح نظرات سنتگرایان یعنی پیروان دیدگاهی که قائل به وجود یک سنت ازلی و ابدی در بطن ادیان است، میپردازیم. این جریان فکری با رویکرد متعمقانۀ گنون در ابتدای قرن بیستم آغاز شد و با تلاشهای نظام بخش شوان نضج یافت. پس از آن در ادامۀ مقاله دیدگاههای نواندیشان دینی معاصر ایران از جمله سروش، ملکیان، مجتهد شبستری و کدیور را بررسی میکنیم و در پایان به مقایسۀ تطبیقی دیدگاههای دو طرف خواهیم پرداخت.