طراحی مدل بازاریابی ماستیژ با استفاده از مدل‌سازی ساختاری تفسیری

نویسندگان
doi
10.22070/cs.2026.21433.1467
چکیده

مفهوم بازاریابی ماستیژ ، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عنوان استراتژی نوین ارائه محصولات معتبر و لوکس با قیمت‌های مقرون‌به‌صرفه به‌منظور جذب طبقه متوسط، در سال‌های اخیر توجه پژوهشگران حوزۀ بازاریابی را به خود جلب کرده است. این رویکرد مستلزم درک عمیقی از نحوۀ تعامل عناصر چهارگانه بازاریابی برای حفظ اعتبار برند هم‌زمان با نفوذ به بازارهای انبوه است. پژوهش حاضر بر پایۀ پارادایم اثبات‌گرایی استوار است، اما باهدف مدل‌سازی روابط پیچیده میان عوامل ماستیژ، در مرحله تحلیل ساختار ( ISM ) از یک رویکرد تفسیری بهره می‌برد. این ترکیب روش‌شناختی، امکان مدل‌سازی کمی روابط علی و معلولی را پس از جمع‌آوری داده‌های مورد تأیید خبرگان فراهم می‌آورد. هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل ساختاری بازاریابی ماستیژ با استفاده از الگوریتم مدل‌سازی ساختاری تفسیری ( ISM ) است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از حیث روش، آمیخته (کمی و کیفی) و توصیفی-پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل ۳۰ نفر از مدیران و اساتید دانشگاه‌ است که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه ماتریسی [۱۶×۱۶] بوده است. تحلیل داده‌های کیفی با بهره‌گیری از نرم‌افزار Maxqda (2020) و تحلیل داده‌های کمی با استفاده از روش ISM در محیط نرم‌افزار Matlab انجام‌شده است. یافته‌های بخش کیفی منجر به استخراج عوامل کلیدی مؤثر بر بازاریابی ماستیژ شد و در بخش کمی، روابط ساختاری میان این عوامل از طریق مدل ISM ، مدل‌سازی گردید. این مدل‌سازی امکان تفکیک و تعیین عوامل ریشه‌ای (سطح بالاتر) و عوامل وابسته ( سطح پایین‌تر ) را در استراتژی بازاریابی ماستیژ فراهم آورده است. درنهایت، این پژوهش با موفقیت یک چارچوب ساختاری مبتنی بر ISM را جهت تبیین نظام روابط علت و معلولی عوامل ماستیژ ارائه می‌دهد. این مدل به مدیران این امکان را می‌دهد که با تمرکز بر عوامل ریشه‌ای، اثربخشی استراتژی‌های خود را در محیط رقابتی به حداکثر برسانند. نتیجه‌گیری کلی نشان می‌دهد که بازاریابی ماستیژ فرایندی چندبُعدی و پویا است که نیازمند تلفیقی از تحلیل محیطی، مدیریت منابع انسانی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و تمرکز بر تجربۀ مشتری است. این رویکرد نه‌تنها موجب بهبود جایگاه برند و افزایش درآمد می‌شود، بلکه با ایجاد تأثیر مثبت بر جامعه هدف، ارزش اجتماعی و اقتصادی خدمات را ارتقا می‌بخشد. ازاین‌رو، توصیه می‌شود بازاریابان و مدیران این حوزه، استراتژی‌های خود را با شناسایی دقیق عوامل مداخله‌گر، بهره‌گیری از بسترهای موجود، تمرکز بر پیامدهای کلیدی و تقویت ابعاد مختلف بازاریابی طراحی و اجرا کنند تا موفقیت در بازار را تضمین نمایند.