تبیین و آزمون تجربی مدل عوامل فردی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر رفتار مصرف پایدار در میان مصرف‌کنندگان ایران

نویسندگان
doi
10.22070/cs.2026.21320.1464
چکیده

این پژوهش باهدف تبیین و آزمون تجربی مدل عوامل فردی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر رفتار مصرف پایدار در میان مصرف‌کنندگان ایرانی انجام شد. مطالعه حاضر با رویکرد آمیخته اکتشافی و در دو بخش کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، با بهره‌گیری از نظریه‌پردازی داده‌بنیاد و انجام مصاحبه با خبرگان حوزه‌های بازاریابی و محیط‌زیست، ابعاد و مؤلفه‌های رفتار مصرف پایدار در ایران شناسایی و مدل مفهومی اولیه تدوین شد. سپس در مرحلۀ کمی، پرسش‌نامه محقق‌ساخته مبتنی بر یافته‌های کیفی میان ۳۹۲ نفر از مصرف‌کنندگان بالای ۱۸ سال توزیع شد و داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی تحلیل گردید. نتایج نشان داد که سازه‌های فردی، فرهنگی – اجتماعی، اقتصادی و نهادی سهم قابل‌توجهی در تبیین دوُبعد اصلی رفتار مصرف پایدار، یعنی «بهینه‌سازی مصرف منابع» و «انتخاب محصولات سبز» دارند. آگاهی و آموزش زیست‌محیطی و ارزش‌های اجتماعی قوی‌ترین پیش‌بین‌های رفتار مصرف پایدار بودند؛ درحالی‌که نگرانی نسبت به آینده، علی‌رغم معناداری، اثر ضعیف‌تری نشان داد. در سطح اقتصادی، وضعیت معیشتی خانوار، قیمت و دسترسی به محصولات پایدار نقش تعیین‌کننده‌ای در رفتار مصرف‌کننده داشت. یافته‌ها همچنین نشان داد که حمایت‌های دولتی و تبلیغات سبز موجود هنوز اثرگذاری مطلوبی بر رفتار پایدار ندارند و حتی در برخی موارد اثر منفی دارند. تحلیل پیامدها نیز بیانگر آن بود که بهینه‌سازی مصرف و انتخاب محصولات پایدار به‌طور معناداری به کاهش آسیب‌های زیست‌محیطی، بهبود کیفیت زندگی و تقویت توسعه پایدار منجر می‌شوند. ادغام یافته‌های کیفی و کمی نشان داد که رفتار مصرف پایدار در ایران حاصل برهم‌کنش پیچیده مجموعه‌ای از عوامل فردی، هنجارهای فرهنگی، محدودیت‌های اقتصادی و شرایط نهادی است. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود سیاست‌های آموزشی، اصلاحات اقتصادی، افزایش شفافیت اطلاعاتی و بازطراحی پیام‌های فرهنگی و رسانه‌ای در جهت تقویت رفتار مصرف پایدار مورد بازنگری و تقویت قرار گیرند.