نقش یکپارچهسازی جریانهای کاری هوش مصنوعی در خلق مزیت رقابتی پایدار بازرگانی: بررسی نقش قابلیتهای پویای سازمانی در کسبوکارهای دیجیتال ایران
نویسندگان
doi
10.22070/cs.2026.21403.1466چکیده
در عصر تحول دیجیتال، هوش مصنوعی بهعنوان محرکی کلیدی برای توسعه و ارتقای رقابتپذیری سازمانها مطرح است. بااینحال، چگونگی تبدیل بهکارگیری این فناوری به مزیت رقابتی پایدار از طریق سازوکارهای سازمانی همچنان مبهم است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر یکپارچهسازی جریانهای کاری هوش مصنوعی بر مزیت رقابتی پایدار بازرگانی در کسبوکارهای دیجیتال با تأکید بر بررسی نقش قابلیتهای پویای سازمانی است. پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی - پیمایشی و تحلیلی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل مدیران و تصمیمگیرندگان کسبوکارهای دیجیتال در ایران است که تجربۀ عملی در بهکارگیری فناوریهای هوش مصنوعی در فعالیتهای حرفهای خود دارند. با توجه به ماهیت تخصصی جامعه آماری و محدودیت دسترسی به برآورد دقیق از حجم جامعه، روش نمونهگیری هدفمندِ غیراحتمالی بهعنوان روش مناسب انتخاب شد. در این راستا، ۲۵۰ نفر از مدیران و کاربران حرفهای هوش مصنوعی بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته گردآوری و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که یکپارچهسازی جریانهای کاری هوش مصنوعی تأثیر مستقیم و معناداری بر مزیت رقابتی پایدار دارد. همچنین، این متغیر از طریق تقویت قابلیتهای پویای سازمانی، اثر غیرمستقیم و قابلتوجهی بر مزیت رقابتی ایجاد میکند. نتایج همچنین حاکی از آن است که قابلیتهای پویای سازمانی بهطور مستقل نیز بر مزیت رقابتی پایدار اثرگذار هستند. افزون بر این، زیرساختهای فناورانه مناسب نقش مهمی در تسهیل تبدیل هوش مصنوعی به منبعی راهبردی ایفا میکنند. بر اساس نتایج، همافزایی میان فناوری و قابلیتهای سازمانی برای ایجاد و حفظ مزیت رقابتی پایدار حیاتی ضروری است. این پژوهش با ارائه بینشهای راهبردی، مدیران حوزههای بازرگانی دیجیتال را در طراحی و اجرای مؤثر راهبردهای مبتنی بر هوش مصنوعی یاری میکند .