نقشآفرینی زنان در تحولات پروتستانی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
doi
10.30495/jrs.2022.19939چکیده
نقش زنان در تحولات اجتماعی با شأن و جایگاه زنان در ادیان ارتباط تنگاتنگی دارد و به باور بعضی محققان، آیین پروتستان را نمیتوان بدون بررسی مسأله زن تکمیل کرد. زن در یهودیت و مسیحیت سنّتی، دومِ در آفرینش و اولِ در گناه است، لذا در طول تاریخ منزلت و نقشآفرینی اجتماعی زنان از موضوعات مناقشهبرانگیز بوده است. آیین پروتستان در بسیاری از نگرشها و آموزههای مسیحیت سنّتی کاتولیک تغییر ایجاد کرد و از این رو، جای این پرسش هست که نگرش رهبران پروتستان به این مقوله چه بوده است و در دیگر سو، آیا زنان توانستهاند از ظرفیتهای آیین مذکور بهره کافی برده، در تحولات فکری، سیاسی، اجتماعی و دینی تاثیرگذار باشند؟ یافتههای این نوشته که با روش کیفی و تحلیل محتوای کتابخانهای به دست آمده است، از این قرار است که اصلاح نگرش در خصوص موضوع زن در آیین پروتستان، اولویت اصلی مصلحان پروتستان نبوده و نگاه مردسالار قرون وسطی بر نگرش آنان سلطه داشته است ولی آموزههای پروتستانی به طور مستقیم و غیرمستقیم و با همت و خردمندی زنان که ریشهای تاریخی دارد، تحولات مهمی را به دنبال داشت که شعاع آن در حوزههای مهمی چون نگرش به مسأله زن، برداشت دینی و تفسیر متون مقدّس، اهمیت فرد و نفی نظام واسطه در قالب کشیش بودن همه ایمانداران قابل ملاحظه است و همین موجبات بروز تغییراتی اساسی در نگرش الهیدانان مسیحی کاتولیک و پروتستان را فراهم کرد.