آموزه بدهیستوه و امام در سنّت بودایی مهایانه و تشیع اثنیعشری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان تطبیقی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاد گروه ادیان و عرفان، دانشکدة حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30495/jrs.2022.19943چکیده
مفهوم انسانآرمانی در بودایی مهایانه و تشیع اثنیعشری دارای اهمیت است. انسان آرمانی مهایانه، بدهیستوه است که مسیر بوداگی و اشراق خود را با بیداردلی بدهیچیتَّه آغاز و با عهد و سوگند برای رهایی خود و همة موجودات ذیشعور، قدم در مسیر سلوک گذاشته و با طی طریق در منازل بهومیهای دهگانه موانع و حجابها کِلِشَهها را کنار نهاده و در هر منزل کمال پارمیتا متناظر با آن منزل را کسب مینماید. بدهیستوه در آخرین مرتبه سلوک میتواند به رهایی غایی نیروانه بپیوندد اما بهدلیل مهرورزی کَرونا بیمنتهای خود از ورود به آن خودداری و در دایرة تناسخ سنساره باقی میماند تا از سایر موجودات دستگیری کند. کامل ترین مصادیق انسانآرمانی در تشیع، پیامبر خاتم و امامان معصوم هستند که از جایگاهی رفیعی برخوردارند. در باور شیعیان، ائمه برگزیدة خدا، آیینة تمامنمای حق، واسطهی مُلک و ملکوت، خلیفةالله، آراسته به تمامی فضایل بشری و هادی انسانها بهسوی کمال حقیقی که همان فلاح یا رهایی در سیاق اندیشه اسلامی است، هستند. در این مقاله به دنبال شباهتها و تفاوتهای انسان آرمانی در ابعاد مختلف در هر دو سنت دینی هستیم. پژوهش حاضر نشان می دهد باور به بدهیستوه و امام در سنت بودایی و شیعی بهرغم وجود تفاوتهایی در مبانی، دارای شباهتهای قابل توجهی در ویژگیها و کارکرد هستند که مقایسه آنها را معنادار میسازد؛ عصمت، علم بیمنتها، قدرتهای اعجازآمیز، نقش و هدایت تکوینی و تشریعی و مرجعیت خواستهها و توسلات مردم از جمله این همانندیها است.