تحوّل در مناسک زرتشتی مربوط به »مرگ« با گذر به دوره اسلامی
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
2 استادیار دانشکده الهیات، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان تطبیقی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استادیار دانشکده الهیات، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30495/jrs.2022.19944چکیده
آیینها و مناسک، از نخستین و مهمترین ابعاد یک دین به شمار میروند که در رویارویی با فرهنگ غالب، متحول میشوند. این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی به نگارش درآمده است، نشان میدهد که از زمان ورود مسلمانان به ایران تا عصر حاضر، چگونه عوامل درونی (مانند: کاهش موبدان) یا بیرونی (همچون: عرف اکثریت) بر مناسک زرتشتیِ مربوط به مرگ تأثیر نهادند. این تأثیرات که در سه جهت فروکاهشی، ثابت و افزایشی جریان یافته، منجر به حذف، تبدیل، تغییر، توجیه، تثبیت، تحکیم، تقلید و تحمیل در بعضی از آیینهای درگذشتگان بوده است. نتایج عینی تحولات را میتوان در امور گوناگونی مشاهده کرد، از جمله: حفظ اعتبار مناسک به عنوان ابزاری برای پشتیبانی درگذشتگان و تسکین بازماندگان، تقویت بنیان های اعتقادی زرتشتی با توجیحات جدید، انطباق صور آیینی کهن با شرایط نوین، بهره گیری از مناسک مرگ به عنوان عامل بازیابی هویت تاریخی و دینی، همگامی با جامعه میزبان و کاهش فشارهای انتقادی، حفظ جایگاه انحصاری دینیاران در اجرای برخی مناسک و احاله بعضی مناسک دیگر به عموم دینداران، و البته، از میان رفتن شماری از ابنیه مرتبط با مرگ که گواه حضور تاریخی زرتشتیان بودهاند.