بررسی تطبیقی اتهام فنا علیه عینالقضات همدانی و مایستر اکهارت
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.30495/jrs.2022.19946چکیده
مقاله حاضر به بررسی اتّحاد با خداوند بهعنوان یکی از اتهامات عین القضات همدانی و اکهارت می پردازد. مخالفان، قاضی را بواسطه اعتقاد به فنا مدعی نبوت خواندند. بسیاری از باورهای اکهارت از قبیل تصویر الهی موجود در نفس، ویژگی نامخلوق نفس، ولادت پسر، اینهمانی انسان کامل با پسر و اتّحاد با پدر، مقدمه یا نتیجه فنا هستند و از سوی پاپ بدعت آمیز خوانده شدند. پرسش آنست که آیا با وجود تفاوت بنیادین مسیحیت و اسلام اتهام فنا علیه این دو یکسان است؟ نحوه دفاع آنها در برابر این اتهام چیست و تا چه حد از یکدیگر متفاوتست؟ عین القضات تصوف را علم باطن و دارای الفاظی خاص می داند که طهارت درون شرط راهیابی بدان است. اکهارت هم بتفصیل به مقدمات و ملزومات فنا پرداخته و می کوشد وفاداری خود به راست دینی مسیحی را اثبات کند. در تفکر هر دو، خداوند جایگاه محوری در حصول اتّحاد دارد. فنای موردنظر قاضی نتیجه صعود انسان است و فنای اکهارت حاصل نزول خداوند. قاضی با تأکید بر فنای ذاتی از درجات فنا در تصوف سخن می گوید. تنها فنای ذاتی است که در اندیشه اکهارت نظیر دارد و با تبتّل وصف میشود. هر دو متاله از استعاره و تمثیل برای بیان حقیقت فنا سود می برند و در مواردی بسیار به یکدیگر نزدیک میشوند.