نقد و بررسی مفهوم حرکت در عرفان کیهانی (حلقه)
نویسندگان
1 مربی گروه الهیات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان، دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان
doi
10.30495/jrs.2022.20785چکیده
حرکت یکی از مقولات مهم در فلسفه،کلام و عرفان اسلامی است. این جایگاه در عرفان با موضوع آفرینش و در نسبت مستقیم با تجلی حق قرار دارد. در عرفانکیهانی، مفهوم حرکت جایگاهی محوری در آفرینندگی و موجدیّت حق، تبیین مراتب هستی و توضیح وجه نموداری عالم دارد که بر مجازی و بیاعتباری بودن جهان مادی تأکید میکند. با توجه به وامگیریهای بسیار عرفان کیهانی از عرفان إبنعربی در مقولة حرکت و تبیین آن، این مقاله با بررسی حرکت در عرفان کیهانی، نحوة این وامگیری و میزان کامیابی آن را با روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی کرده است. اگرچه عرفان کیهانی در تبیین مفهوم حرکت بسیار متأثر از عرفان إبنعربی است، اما در بهرهبرداری از آن و ترسیم چارچوبی دقیق و روشن ناکام مانده است. نبود انسجام در تبیین جهانشناختی و روششناختی، کاستی در نسبت مقولة حرکت با عشق و تشتّت در تبیین آن؛ همچنین، ابهام در تبیین مرتبه غایی صعود انسان از جملة این ناکامیهاست که مقولة حرکت در عرفان کیهانی را با ابهامات و نواقص بسیار همراه کرده است. کاستیهای محتوایی و روشی متعدد این جریان سببشده تا هیچگاه قوّت و قدرت لازم برای همجواری با دیگر اندیشههایعرفانی را کسب نکند.