آموزه

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

doi
چکیده

در انسان‌شناسی‌های مکاتب هندی، عمدتاً با دیدگاه‌هایی جوهرگرا مواجهیم. نظریه بودا آن‌چنان که از متون مقدس پالی می‌توان استنباط کرد، با دیدگاه‌های متافیزیکی جوهرگرا در تقابل است و چنین نظریاتی را حاصل جهل و موجب استمرار رنج می‌داند. بودا در مقابل، برای تبیین وجودشناسانه انسان، آموزه پنج اسکندا یا پنج توده تقوم‌بخش را مطرح می‌کند و بر اساس آن، تلقی متفاوتی از حقیقت وجود انسان به دست می‌دهد. در این پژوهش تلاش کرده‌ایم تا با روش توصیفی-تحلیلی و با ابتناء بر متون مقدس پالی و همچنین آثار بوداشناسان، به تبیین نظریه اسکندا‌ها بپردازیم. به طور خلاصه بر طبق این آموزه، انسان موجودی است مرکب از روپا یا صورت جسمانی، وِدَنا یا احساس، سَنّا یا شناسایی، سَمکارا یا افعال ارادی و مقاصد و وینّانا یا آگاهی.هر یک از این اسکنداها در ذیل خود تقسیماتی می‌پذیرند و کارکردهای متعددی دارند. چند خصوصیت مهم وجود دارد که به نحوی هر پج اسکندا در آن مشترکند: 1- هیچ‌کدام بدون دیگری هویتی را که در وجود انسان دارا هستند، نخواهند داشت، 2- همگی مشروط هستند و در سلسله علّی و ضروری پدیدارها قرار دارند، 3- هر پنج اسکندا ناپایدار هستند، 4- هیچ‌کدام از آنها مقوم آتمن/نفس جوهری نیستند و 5- اینکه بودا از مجرای این نظریه، تلاش می‌کند که تبیینی کارکردی از انسان به دست دهد که بتواند در مقام عمل و زندگی انضمامی، به کسی که خواهان رسیدن به نیروانا است، کمک کند. نهایتاً اینکه برخی از این اسکندا‌ها، جایگاه فرجام‌شناختی دارند و با مسئله تناسخ و تولد دوباره انسان مرتبطند.