بررسیِ نقد سوئیگل بر راستکیشی از منظر والتر بائر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات تطبیقی ادیان-گرایش الهیات مسیحی دانشگاه ادیان و مذاهب
2 دانشیار گروه ادیان ابراهیمی، دانشکده ادیان، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم
3 استادیار گروه ادیان ابراهیمی دانشگاه ادیان و مذاهب قم
doi
چکیده
از منظر والتر بائر، فهم راستکیشی بهمثابه عرصهای از سیاستِ تفسیر، هژمونی نرم و صورتبندیهای تدریجی مشروعیت است. «راستکیشی» نه حقیقتی الهیاتی، بلکه برساختهای تاریخی، تفسیری و گفتمانی است که در بستر تعامل و تقابل میان روایتها، قدرتها و نهادها قوام یافته است. سوئیگل، چنین نگاهی به راستکیشی را نتیجه ورود بائر در بازی مورخان دانسته و در تلاش است تا نشان دهد چگونه آموزه «رستاخیز جسمانی» در مقام یک مفصلساز معرفتشناختی و روایی ، اغلب ناخودآگاه در دل روایتهای تاریخی، ریشه دوانیده است. سوئیگل، با بازگرداندن رستاخیز جسمانی به قلب تحلیل راستکیشی، نه تنها بنیان راستکیشی را بازیابی کرده، بلکه معیار معناداری برای داوری میان مکاتب گوناگون مسیحی ارائه داده و نشان میدهد، مطالعات تاریخیِ فاقد سنجههای الهیاتی در باب مسیحیت اولیه، محکوم به نسبیگرایی تفسیرهای متضاد است. اما اگر حقیقتی الهیاتی همچون رستاخیز جسمانی محور این مطالعات قرار گیرد، امکان بازسازی راستکیشی بهعنوان حقیقتی متعالی و فراتاریخی فراهم میگردد. به نظر میرسد نظریه سوئیگل میتواند به عنوان قرائتی متعهد، عقلانی و قابل اتکا، بدیلی برای تز بائر باشد؛ بدیلی که از دل ایمان، به شناختی عمیقتر از تاریخ دست مییابد.