زنانگی و عرفان در اندیشه هیلدگارد فون بینگن :از الهیات تا طبیعت‏

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

2 دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

3 دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

4 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

doi
چکیده

چکیده قدیسه هیلدگارد فون بینگن (1098-1179)، عارف و نمادپرداز قرون وسطایی ، بصیرتی بی‌نظیرو دیدگاهی منحصر به فردی را درباره زنانگی ارائه داد. اقتدار و معنویتی را در دنیای زن ستیزی قرون وسطی به دست آورد . رؤیا و نماد زنانه او ، راهی برای کشف اسرار کتاب مقدس و شناخت خدا، جهان و انسان در الهیات فمنیستی شد .این پژوهش با هدف بررسی نمادهای عرفانی و تئوری سمبلیک در آثارقدیسه هیلدگارد ، مفاهیمی چون نور، سبزینگی (viriditas)، حکمت (Sophia)، مادرانگی ، کیهان‌شناسی ، موسیقی  ، پزشکی  و کاربرد اندیشه‌های هیلدگارد درجهان معاصر، در اخلاق زیست محیطی و درمانی را تحلیل ‌کند. هیلدگارد زنانگی را نه‌تنها امری جسمانی، بلکه عنصری روحانی و الهی در نظام خلقت می‌داند. اندیشه او نقطه تلاقی عرفان مسیحی و الهیات زنانه است. نتایج این پژوهش ، تحلیل گفتمان عرفانی درباره نماد زنانگی وبررسی میراث فکری و معنوی هیلدگارد از سنت‌های کهن و دیدگاه های نوین درباب انسان، معنویت، و طبیعت در تاریخ عرفان مسیحی خواهد بود.