از حلول الوهیت و تناسخ در اندیشة مزدک تا رجعت در جنبش‌های نومزدکیانِ پساساسانی: بازبینی مدارک و بازخوانی مفاهیم

نویسندگان

1 دانشگاه ادیان و مذاهب قم

2 دانشکده ادیان دانشگاه ادیان و مذاهب

3 گروه ادیان شرق، دانشکده ادیان، دانشگاه ادیان و مذاهب

doi
چکیده

این مقاله با رویکردی متن‌شناسانه-تاریخی به تجزیه‌وتحلیل دو مفهوم فلسفی-دینی «حلول الوهیت» و «تناسخ» در جنبش مزدکیِ عصر ساسانی و شکل‌گیری مفهوم جدید «رجعت» در جنبش‌های نومزدکیِ نخستین سده‌های اسلامی می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش، تبیین کارکرد سیاسی این آموزه‌های به ظاهر کلامی است. مقاله استدلال می‌کند که آموزه «حلول» در این دوران از کارکرد الهیاتیِ صرف خود فراتر رفت و با ایجاد پیوندی ناگسستنی با سه مفهوم کلیدی دیگر، به شالوده نظری و ابزار مشروعیت‌بخش جنبش‌های سیاسی-اجتماعی ایران ساسانی و پساساسانی بدل شد:۱. فرّه ایزدی: به مثابه پیش‌زمینه فرهنگی ایرانی برای پذیرش رهبرِ برخوردار از تأیید آسمانی؛ ۲. تناسخ: به مثابه سازوکار انتقال روح الهی از یک رهبر به رهبر دیگر؛ و ۳. رجعت: به مثابه راهکاری مسیحایی برای مدیریت بحرانِ پس از کشته شدن رهبر و تضمین تداوم مبارزه. این پژوهش با تکیه بر تحلیل انتقادی متون تاریخی و فرقه‌شناختی نشان می‌دهد چگونه اندیشه‌های ایرانی باستان در بستر جدید اسلامی بازتولید و به ابزاری قدرتمند برای مقاومت سیاسی و ابراز هویت تبدیل شده‌اند.